تبلیغات
افق - علایم نگارشی

ادبی- اجتماعی- دانش آموزی
نویسنده :سهیلا سالاری
تاریخ:چهارشنبه 23 فروردین 1391-10:40 ق.ظ

علایم نگارشی

نشانه‌هایی كه برای آسان خواندن یا افزودن اطلاعات به متن در نوشته‌ها به كار می‌برند، جزئی از نظام گسترده نشانه‌ها است كه بشر برای ایجاد ارتباط از آن استفاده می‌كند. نشانه‌ها علائمی ذاتاً بی‌معنی هستند كه افراد بشر، برحسب قرارداد و توافق، آنها را معنی‌دار كرده‌اند. ویرگول و نقطه و نقطه‌ویرگول و علامت سئوال و قلاب بخشی از نشانه‌هایی هستند كه در خط به كار می‌روند.
كاربرد این نشانه‌ها در همه زبانهای دنیا یكسان نیست. یعنی این نشانه‌ای جهانی، بستگی به كاربرد آنها در رسم‌الخط‌های متفاوت، تفاوتهایی با یكدیگر پیدا كرده‌اند. از طرفی كاربرد نشانه‌ها در رسم‌الخط‌های واحد نیز گاه با هم متفاوت است. كاربرد نابجا یا چندگانه نشانه‌ها ممكن است در كار ارتباط اختلال ایجاد كند. یكسان‌سازی كاربرد رسم‌الخط، اطلاعات واحدی را به خواننده می‌رساند.

2-1. نقطه (.)

-   نشانه پایان جمله است .
نقطه در این موارد به كار می‌رود:
الف. در پایان جمله‌های ساده و مركب خبری:
علی به مدرسه رفت.
وقتی به خانه رسیدم او رفته بود.
ب. پس از هر اطلاعات كتابشناختی كامل در كتابنامه‌ها:
ناتل‌خانلری، پرویز،1365، تاریخ‌زبان‌فارسی، نشر نو.
ج. پس از حروف اختصاری كه نماینده اسم اشخاص باشد:
م.ع. علیزاده (به جای محمدعلی
هـ.. برای جداكردن اطلاعات كتابشناختی در كتابنامه‌ها:
مقربی، مصطفی، 1372، تركیب در زبان فارسی، توس.
و. پس از منادا: علیزاده)1
2-2. ویرگول (،) یا کاما یا درنگ نما

ویرگول نشانه درنگ كوتاه است و در این موارد استفاده می‌شود:
الف. برای مجزاكردن گروه‌ها و كلمات و پرهیز از خلط مفاهیم:
از بالای دیوار، شهر ما را می‌توان دید.
از بالای دیوار شهر، ما را می‌توان دید.
پسر، دانشمند جوان را دید.
پسر دانشمند، جوان را دید.
ب. برای مجزا كردن گروه‌ها در مواردی كه خواننده معمولاً درنگی كوتاه می‌كند:
حافظ شیراز، شاعر بزرگ ایرانی2، هرگز به سفر نمی‌رفت.
ج. برای جداكردن جمله‌های پایه و پیرو:
وقتی رسید، هنوز علی در خانه بود.
اگر بیایی، او را می‌بینی.
د. برای جدا كردن ساختهای دستوری مشابهی كه به توالی آمده باشند:
دانش‌آموزان، دانشجویان، ورزشكاران و تماشاگران در ورزشگاه جمع شده بودند.
موتورها، خودروها و كارخانه‌ها محیط زیست را آلوده می‌كنند.
در خیابان بالا، سرپیچ قبلی و پشت كوچه پایینی، مردم جمع شده بودند.
علی، حسن، رضا و محمد محیط زیست را دوست دارند. مردم، محیط زندگی را پاك نگاه دارید.

-        چ – در مورد خطاب وندا نیز به کار می رود :

2-3. نقطه ویرگول (؛)
نقطه ویرگول نیز همانند نقطه و ویرگول نشانه درنگ است. زمان درنگ نقطه ویرگول بیشتر از ویرگول و كمتر از نقطه است. كاربرد این نشانه چنین است:
الف. قرار گرفتن بین جمله‌هایی كه از نظر دستوری مستقل ولی از نظر معنایی به هم مربوط و مكمل هم‌اند:
مردم كار را دوست دارند؛ چون بدون آن احساس می‌كنند به هیچ كار نمی‌آیند.
روز خوبی بود؛ همه شاد بودند؛ هیچكس به فكر بدیها نبود.
ب. قرار گرفتن بین جمله‌ها یا گروههای اسمی كه با «از این قرار است» و «شامل این موارد است» و «عبارتند از» و از این قبیل می‌آیند و برشمرده می‌شوند:
شرایط عضویت در باشگاه شامل این موارد است:
دارا بودن كارت پایان خدمت؛
عضویت در كمیته‌های ورزشی؛
داشتن سابقه قهرمانی؛
نداشتن سوءپیشینه.
اعضاء باید موارد زیر را رعایت كنند:
رأس ساعت مقرر در محل حاضر باشند؛
لباسهای ورزشی بپوشند؛
ساك مخصوص همراه داشته باشند؛
كارت عضویت را به سینه نصب كنند.


2-4. دو نقطه (:)
دو نقطه نیز مانند نقطه و ویرگول و نقطه ویرگول نشانه درنگ است و برای توضیح در مورد آنچه بیان شده می‌آید. این نشانه به معنی «زیرا» و «چونكه» و الفاظی به این معنی است:
علی به مدرسه نرفت: مریض شده بود. 3
مراسم را لغو كردند: آقای رئیس تصادف كرده بود.
دونقطه را قبل از نقل قول نیز می‌آورند:
سعدی در گلستان چنین گفته است: «نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ...»

2-5. هلال (پرانتز)
كاربرد هلال از این قرار است:
الف. برای آوردن توضیح در درون آن. این توضیح معادل و هم‌معنی آن چیزی است كه قبل از پرانتز ذكر شده. هلال در این كاربرد به معنی «یا» و «یعنی» است:
كتاب فردوسی (شاهنامه) اثری جاودان است.
ب. برای آوردن توضیحی فرعی و تكمیلی كه اهمیت آن كمتر از مطلبی است كه قبلاً ذكر شده:
پسرعموی او (همان كه دیروز به مسافرت رفته بود)5 به تازگی درسش را تمام كرده است.
او جایزه صدهزار تومانی بهترین نویسنده را برد (این جایزه قبلاً پنجاه هزار تومان بود).
ج. برای آوردن اطلاعات كتابشناختی در هنگام نقل قول مستقیم یا غیرمستقیم از متون:
هر خواننده‌ای حد معنی از اصوات موسیقی را می‌تواند بخواند (خالقی، 1373).
د. درج حرف اول اصطلاحاتی كه بعد از نام پیامبران و ائمه می‌آید:
محمد (ص)، علی (ع).
هـ. قرار دادن اصطلاحات مربوط به سوره و آیه‌های قرآن كریم:
(سوره الناس، 4)
و. برای اختیاری بودن كلمه یا عبارتی:
فاصله این بندر تا بندر بعد چند گره (دریایی) است؟
2-6. علامت نقل قول (گیومه) (« ») یا بر جسته نما

علامت نقل قول در این موارد به كار می‌رود6:
الف. برای ذكر نقل قول:
به گفته سعدی: «هر نفسی كه فرو می‌رود ممّد حیات است و چون برمی‌آید مفرّح ذات.» 7
ب. هنگامی كه كلمه‌ای نامتعارف یا كم كاربرد باشد؛ علامت نقل قول در این حالت برای جلب توجه خواننده به لفظ مفروض است:
فرهنگستان زبان و ادب فارسی معادل «بسپار» را به جای پلیمر انتخاب كرده است.
ج. هنگامی كه نویسنده بخواهد مسئولیت كاربرد لفظی را نپذیرد:
ایشان عقیده دارند شما «دپرس» شده‌اید.
د. هنگامی كه احتمال خط واژه‌ای بیگانه با یكی از الفاظ فارسی وجود داشته باشد:
«من» در زبان انگلیسی به معنی آدم و مرد است.
هـ. هنگامی كه با زبان فارسی درباره الفاظ زبان فارسی بحث شود:
همه می‌دانند كه «من» ضمیر اول شخص مفرد است.
2-7. قلاب (‍[ ])

قلاب در خط فارسی دارای كاربردهایی از این دست است:
الف. گاهی مصحح در تصحیح متون كهن، مطالبی را كه حذف شده می‌پندارد در آن قرار می‌دهد:
ایزد تعالی سلك احوال ]جهانیان بواسطه رای[ جهان‌گشای خداوند ... (مرزبان‌نامه، ص 66، تصحیح محمدبن‌ عبدالوهاب قزوینی، چاپخانه مروی، 1367).
ب. قرار دادن توضیحاتی كه در نمایشنامه‌ها به كار می‌آید:
دختر گل‌فروش ]با روسری آبی[: خواهش می‌كنم یك گلی از من بخرید. ]پس از گفتن این حرف به زمین می‌افتد.[
8-2. خط تیره (ـ)

خط تیره چنین كاربردهایی دارد:
الف. مشابه كاربرد مورد ب هلال. یعنی برای آوردن توضیحی فرعی یا مكمل كه اهمیت آن كمتر از مطلبی است كه قبلاً بیان شده:
علی-كه‌تعریفش‌راشنیده بودی-درسش تمام شده.
اگر در این حالت مطلبی كه داخل دو خط تیره قرار گرفته در پایان جمله قرار بگیرد، به جای خط تیره دوم نقطه گذاشته می‌شود:
همسایه‌مان دیروز از سفر آمد- همان همسایه كه او را می‌شناسی. 8
ب. برای نشان دادن سخنان قهرمانان داستانها و نمایشنامه‌ها:
- من كتاب را خوانده‌ بودم.
- كدام كتاب را؟
ج. برای جدا كردن اجزاء كلمات مركب:
معاون اروپا- آمریكا، عملیات سیاسی- نظامی.
د. برای نشان دادن فاصله بین حروف به جای كلماتی نظیر «تا» و «به»:
مسیر تهران- شمال.
2-9. سه نقطه (...)

سه نقطه را در این موارد به كار می‌برند:
الف. به جای یك یا چند كلمه محذوف كه به توالی آمده‌اند:
همه آمده بودند: پسر و دختر و پیر و ... 9 هر كسی كه در شهر بود. 10
ب. برای نشان دادن بخشی از نقل قول:
به گفته ابوسعید ابوالخیر: « ... و طریقت همه محو كلّی و حقیقت همه حیرت است.» 11
2-10. ممیز (/)

ممیز را در دو مورد به كار می‌برند:
الف. برای جداكردن روز و ماه و سال در تاریخ‌ها:
2/3/1382
ب. بین صورتهای مختلف كلمه‌ای كه برخی حروفش تغییر كرده است:
آمیزه/آمیژه، سپهسالار/ سپاهسالار.
2-11. علامت سئوال (؟)

موارد استعمال علامت سئوال به این شرح است:
الف. در پایان جمله‌های پرسشی مستقیم12؛ چه در این جمله‌ها كلمات پرسشی از قبیل «آیا» و «كی» و «چه وقت» به كار رفته باشد یا خیر:
علی به مدرسه رفته است؟
آیا علی به مدرسه رفته است؟
علی كی به مدرسه رفته است؟
ب. هنگامی كه نویسنده در مورد نكته‌ای تردید و یا قصد استهزاء داشته باشد. در این صورت علامت سئوال داخل ابرو می‌آید:
نخستین جام جهانی فوتبال در سال 1934 (؟) برگزار شد.
در جهان مشكلی به نام مشكل محیط زیست وجود ندارد (؟)
2-12. علامت تعجب (!)

علامت تعجب در پایان الفاظ و جمله‌هایی می‌آید كه احساسات فرد را نشان می‌دهد. این احساسات شامل تعجب و تحسین و استهزاء و خشم و درد و رنج و افسوس هستند. علامت تعجب را به هنگام دعا و تهدید و امر نیز به كار می‌برند. جمله‌ها و كلماتی كه در پایان آنها علامت تعجب آمده، آهنگ افتان دارند:
تعجب و تحسین و استهزاء: چه كتابی! عجب پسری! اخلاقش چه خوب بود!
خشم: گم شو!
درد: سرم داره می‌تركه!
رنج: دلم گرفته!
افسوس: حیف! دریغ!
دعا: خدا خیرت بدهد!
تهدید: پدرت را درمی‌آورم! بیچاره‌ات می‌كنم!
امر: بیا اینجا!
2-13. علامت تكرار (//)
چنانچه كلمات مشابهی در چند سطر تكرار شده باشد، در سطرهای زیرین به جای نوشتن آنها از علامت تكرار استفاده می‌شود:
الف. علی حسینی، سال دوم، رشته زبان، دانشگاه تهران.
ب. كامران محمدی، // ، // ، دانشگاه مشهد.13
ج. فرشید ملكی، سال سوم، // ، // .